تبلیغات
نوکر زوارالحسین (ع). - صفات و احوالات امام حسن عسگری(ع):
 
نوکر زوارالحسین (ع).
بر روح تمام شیعیان تیغ زدند بر مردترین مرد جهان تیغ زدند خورشیدبه سینه، ماه بر سر می زد انگاربه فرق آسمان تیغ زدند
درباره وبلاگ


لعنت بر یزید

از سنتهای شیعی، فرستادن درود و سلام بر حسین «ع » و لعنت بر قاتلان او هنگام آب نوشیدن است.لعن به معنای طرد از رحمت و دور کردن است.عرب، هر گاه کسی تمرد می کرد، او را از خود طرد می کردند تا گناهان او دامنگیرشان نشود .امام صادق علیه السلام، به نقل داود رقی، آب خواست و نوشید و چشمانش اشکبارشد، سپس فرمود: لعنت خدا بر قاتل حسین، هرگز بنده ای نیست که آب بنوشد و حسین را یاد کند و قاتل او را لعنت کند، مگر آنکه خداوند، برای او صد هزار حسنه می نویسد وصد هزار سیئه از او محو می کند...: «ما من عبد شرب الماء فذکر الحسین و لعن قاتله الا کتب الله له مائة الف حسنة و حط عنه ماة الف سیئة...» و این، جزء فرهنگ عاشورایی مردم شده است و بر سقاخانه ها می نویسند: «آبی بنوش و لعنت حق بر یزید کن ».لعنت بر یزید و ابن زیاد و شمر و دیگر عاملان و مباشران و زمینه سازان حادثه عاشورا و قتل امام حسین «ع » در زیارتنامه های متعددی از جمله در زیارت عاشورا و وارث آمده است: «اللهم العن یزید خامسا و العن عبید الله بن زیاد و ابن مرجانة و عمر بن سعد و شمرا و آل ابی سفیان و آل زیاد و آل مروان الی یوم القیامة »

مدیر وبلاگ : نوکر خادمین زوارالحسین (ع) .

برخی از معاصران امام او را چنین وصف كرده‌اند: آن حضرت سبزه بود و چشمانی فراخی داشت، بلند بالا و زیبا چهره و خوش هیكل و جوان بود و از شكوه و هیبت بهره داشت.(سیره الائمه الاثنی عشر ، ص490)

شكوه و عظمت او را وزیر دربار عباسی در عصر معتمد، یعنی احمد بن عبدالله بن خاقان، به وصف كشیده است اگر چه او خود سر دشمنی با علویها را داشت و در گرفتار كردن آنها می‌كوشید، در وصف آن حضرت چنانكه در روایت كلینی آمده چنین گفته است:

در شهر «سُرّ من رأی» هیچ كس از علویان را همچون حسن بن علی بن محمد بن الرضا، نه دیدم و نه شناختم و در وقار و سكوت و عفاف و بزرگواری و كَرَمش، در میان خاندانش و نیز در نزد سلطان و تمام بنی‌هاشم همتایی چون او ندیدم. بنی هاشم او را بر سالخوردگان و توانگران خویش مقدم می‌دارند و بر فرماندهان و وزیران و دبیران و عوام الناس او را مقدم می‌كنند و درباره او از كسی از بنی‌هاشم و فرماندهان و دبیران و دوران و فقیهان و دیگر مردمان تحقیق نكردم جز آنكه او را در نزد آنان در غایت شكوه و ابهت و جایگاهی والا و گفتار نكو یافتم و دیدم كه وی را بر خاندان و مشایخش و دیگران مقدم می‌شمارند و دشمن و دوست از او تمجید می‌كنند.(سیره الائمه الاثنی عشر ، ص482)

 

 امام حسن عسكری (ع)

 

شاكری یكی از كسانی كه ملازم خدمت آن حضرت بوده، در توصیف وی چنین گفته است: «استاد من (امام عسگری (ع)) مرد علوی صالحی بود كه هرگز نظیرش را ندیدم، روزهای دوشنبه و پنجشنبه در سامره به دارالخلافه می‌رفت، در روز نوبه، عده بسیاری گرد می‌آوردند و كوچه از اسب و استر و الاغ و هیاهوی تماشاچیان پر می‌شد و راه آمد و شد بند می‌آمد، وقتی كه او می‌رسید هیاهوی مردم آرام می‌شد و چهار پایان كنار می‌رفتند و راه باز می‌شد به طوری كه لازم نبود جلوی حیوانات را بگیرند. سپس او داخل می‌شود و در جایگاهی كه برایش آماده كرده بودند، می‌نشست و چون عزم خروج می‌كرد و دربانان فریاد می‌زدند: «چهار پای ابو محمد را بیاورید. سر و صدای مردم و حیوانات فرو می‌نشست و به كناری می‌رفتند تا آن حضرت سوار می‌شد و می‌رفت». شاكری در توصیف امام می‌افزاید: «در محراب می‌نشست و سجده می‌كرد در حالی كه من پیوسته می‌خوابیدم و بیدار می‌شدم و می‌خوابیدم درحالی كه او در سجده بود، كم خوراك بود. برایش انجیر و انگور و هلو و چیزهایی شبیه اینها می‌آوردند و او یكی دو دانه از آنها می‌خورد و می‌فرمود: محمد! اینها را برای بچه‌هایت ببر. من گفتم: تمام اینها را؟ او فرمود: آنها را بردار كه هرگز بهتر از این ندیدم» (سیره الائمه الاثنی عشر ، ص253)

هنگامی كه طاغوت بنی‌عباس آن حضرت را در بند انداخت، بعضی از عباسیان به صالح بن وصیف كه مامور زندانی كردن امام بود، گفت: بر او سخت بگیر و او را آسوده مگذار. صالح گفت: با او چه كنم؟ من دو تن از بدترین كسانی را كه توانستم پیدا كنم، یافتم و آنها را مامور وی ساختم و اینك آن دو در عبادت و نماز به جایگاهی بزرگ رسیده‌اند. سپس دستور داد آن دو تن را احضار كنند، از آن دو پرسید: وای بر شما! شما با این مرد (امام حسن) چه كردید؟ آن دو گفتند: چه توانیم گفت درباره مردی كه روزها روزه می‌دارد و تمام شب را به نماز می‌ایستد و با كسی هم سخن نمی‌شود و به كار جز عبادت نمی‌پردازد. چون به ما می‌نگرد به لرزه می‌افتیم و چنان می‌شویم كه اختیارمان از كف بیرون می‌شود! (سیره الائمه الاثنی عشر ، ص309)

همه از ارزش و نهایت كرامت آن حضرت در پیشگاه پروردگارش آگهی داشتند، تا آنجا كه معتمد خلیفه عباسی وقتی در آن شرایط بحرانی و ناآرامی كه هر خلیفه تنها یك یا چند سال معدود بر تخت خلافت می‌توانست بنشیند، روی كار آمد. نزد امام‌ عسكری (ع) رفته از او خواست كه دعا كند تا خلافت او بیست سال به طول انجامد (به نظر معتمد این مدت در قیاس با مدت زمامداری خلفای پیش از وی بسیار دراز بوده است!) امام (ع) نیز دعا كرد و فرمود: خداوند عمر تو را دراز گرداند!

دعای امام در حق معتمد اجابت شد و وی پس از بیست سال در گذشت .(البته طول خلافت معتمد بیش از بیست سال بوده و شاید پس از گذشت مدتی از دوران خلافتش نزد امام آمده و این خواسته را مطرح کرده است . سیره الائمه الاثنی عشر ، ص309) .



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
شنبه 18 بهمن 1393 ساعت 10 و 22 دقیقه و 09 ثانیه
_____ ____________
__________
_____
_

_ ....................
__ عـــطر خــدا
___ .................
____
_______
__________
____________
_______________
________________

سلام دوست من ؛ امیدوارم خوب و سلامت و شاد باشی
افتـخار داریم که با این دعـوتنامه "شما" رو به یک اتفاق خوب مـهمون کنیم ...
عـطرخـــدا «جایی از جـنس آرامش و امـید» رو دیدید تا حالا ؟؟!
با مطالب زیبا و دلنشین آپ شد ...
صمـیمانه حضورتون رو خوش آمد میگیم



عطر خدا ، رسـیدن به آرامش واقعی .... و تجربه یک زندگی عاشقانه
www.AtreKhoda.com
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی